تبليغاتX
شقایق ها کجایند؟

شقایق ها کجایند؟

خدایا به ما توفیق کسب رضای خودت ورضای پدر ومادرمان در راستای رضای خودت را بده.

فهرست مطالب وبلاگ برای دسترسی آسان شما

الهي،بهترين وپاكترين درود خود رابه همراه بركتهاي آسمان ورحمتهاي ملكوت برجان مقدس محمد(ص) فرو فرست ،ونام وي را چندين بار بيش از آنچه باشد بلند وگرامي دار
خداوندا برقلب پاك وبزرگ محمد(ص) درود باد كه جزرضاي تونجست وجز خشنودي تو نخواست ،يكدم از راي خود بازنمي گشت وهميشه بر اراده خويش استوار بود.    امام علي(ع)

 

سلام

   متشکرم از توجه ونظرات ارزشمند شما.

فهرست مطالب وبلاگ

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/01/15ساعت   توسط گل انتظار  | 

ماه رمضان مبارک

سلام.

در این ماه از همه عزیزان التماس دعا دارم .

اللهم اهدنا الصراط المستقیم

اللهم واغفرلنا ذنوبنا والسیئاتنا وتوفنا مع الابرار واحشرنی مع  الصالحین برحمتک یا ارحم الراحمین

آمین یا رب العالمین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/05/21ساعت   توسط گل انتظار  | 

در انتظار ظهور

در انتظار ظهور
از آن هنگام،که آدم بر زمین آمد و سر بر خاک غم آورد و از درد فراق جنّت و فردوس بس نالید و اشک افشاند؛ من هم ذرّه ای بودم که از فرط فراغت ناله سر دادم.
در آن وقتی که قابیل ستمگر، تیغ بر هابیل پاک افکند و او را کشت؛ برای دیدن عدل تو ای عادل شمار لحظه ها آغاز کردم.
چون به غرس نخلها پرداخت نوح پاک طینت، چشم من دنبال کشتی نجاتت در افق های نه چندان دور غرق جستجو گردید.
در آن وقتی که ابراهیم تبر را با تمام قدرتش بر هر نشان شرک می کوبید؛ با هر ضربه اش از یک قفس آزاد گشتم، بال گستردم، چشیدم طعم آزادی. همان جا از دل و جان آرزو کردم که از زندان غیبت زودتر آزاد گردی.
در همان وقتی که عیسی مرده ای را زندگی بخشید، دلم پرواز کرد و رفت تا آنجا که دیدم؛ تو چگونه مردگان را زنده می سازی.
چون که موسی در مصاف ساحران افکند چوب دستیاش را؛ در افق دیدم که شمشیرت چه سان برچید ملک ظالمین را.
محمّد خاتم پیغمبران وقتی که قرآن را تلاوت کرد “نرید اَنَّ مُنَّ” را نوید دولتت دیدم.
صدای ناله ی زهرای اطهر چون فضای مهبط وحی خدا پر کرد و دست حیدر کرّار برای حفظ دین، تسلیم بند دشمنان گردید به گوش دل شنیدم، دست های انتقامت اذن پیدا کرد تا دادش از آن بیدادگرها در ظهور خویش بستانی.
علی مرتضی “فزت و رب الکعبه” را چون گفت تیغ ذوالفقارش برق خود بلعید؛ در نیام خویشتن خوابید تا چون قبضه اش گیری شَرر بارد به جان دشمنان حق.
چون سبط اکبر مجتبّی نوشید آب کوزه مسموم را؛ از عمق آب کوزه ها من خود شنیدم این ندا:
مهدی بیا! مهدی بیا!
تیغی که در دست ستم، می ریخت ثارالله را؛ فریاد می کرد: ای خدا کی منتقم خواهد رسید؟ کی ظلم گردد ناپدید؟ کشتند دیوان خسروان. ظلمت سرا شد این جهان. امان از آن کسانی که گل نرگس نمی خواهند. گل نرگس لطافت دارد و پاکی؛ ولی آنها به دست و پای او زنجیر می بندند و مدّت های طولانی به زندانش می اندازند. گهی بر خوشه انگور، زهر مرگ می ریزند؛ نمی دانند که آن انگور هم، محو تماشای نگاه گرم نرگس هاست.
و اکنون هم، و اکنون هم، برای من، برای ما، فقط یک شاخه نرگس به جا مانده و بویش از وَرای سالها و قرن های دور مشام جانمان را محو خود کرده است و او مهدی است.
نگاهم را، به قلب آسمان زرد افکندم. دلم بی تاب و چشمان شبم بی خواب. گل نرگس نمی بینم و گلدان های خالی را درون خانه می چینم. ندارد بی گل نرگس صفا گلدان؛ ولی دارد نشان از دوری و حرمان. دل ما از همان آغاز خلقت، منتظر بوده است.
نمی دانیم آیا باغبانِ دل، دل ما را پر از آلاله خواهد کرد؟
نمی دانیم آیا تا زمان بازگشتش، شمع های جان ما پُر تاب خواهد سوخت؟
ولی هر سال قلب ما به وقت نیمه شعبان تپش های دگر دارد و با امید، نگاهش را به سمت درب خانه می نشاند و در تک ضربه هایش ناله امید می جوشد.
اگر چه سینه ها لبریز فریاد است و روح و جان ما، آلوده از ظلم است و بیداد؛ ولی دست دعامان رو به سمت آسمان رفته و روز جمعه دلهامان به سمت کعبه می چرخد؛ به این امید که قبل از رفتن خورشید از دروازه های شب، طلوع دیگری جان جهان را آذرین سازد.
خداوندا! ببین دستان ما خالی است. ببین دل های ما در انتظار عشق می سوزد.
تو را سوگند! بر یکتا گل نرگس، همین امسال را پایان وقت انتظار ما مقدّر کن. جهان را عطر آگین، با دم خورشید خاور کن.
خداوندا! اگر خواهی که روح ما از این اجساد بستانی؛ تو را سوگند، بر مردی، که میدانی ظهورش آرزوی آخرین ماست؛ به وقت مرگ او را بر سر بالین ما بفرست. به نزد قلب های ساکت و غمگین ما بفرست. اجازَت ده که ما دستش به جان گیریم و بر این سینه بیمار بگذاریم و دست دیگرش را روی چشم خسته و تب دار بگذاریم. با او از تمام لحظه های منتظر بودن، سخن گوییم. ز رنج ظلم های رفته بر این جان و تن گوییم و گرد کفش هایش را به اشک چشم برگیریم. نگاه واپسین را بر رخ ماهش بیندازیم؛ سپس عزم سفر گیریم.
بیا مهدی! بیا مهدی! که درد انتظار تو، فروغ دیده ها را کشت و آتش در درون سینه ها افروخت؛ از آن آتش، پر پروانه دل سوخت؛ سپس در اشک شمع عمر مدفون شد.
بیا مهدی! بیا مهدی! که تا پروانه جان گیرد؛ دو بال پر توان گیرد؛ کند پرواز را آغاز شود؛ محو نیاز و راز.
[بیا مهدی! که دلهامان دگر تاب و تحمّل را ز کف داده است
[بیا، جان را فدا کردن برای یک نگاه تو، برای شیعیان راستین منتظَر، ساده است...]

منبع:www.omidyaran.com/

+ نوشته شده در  جمعه 1389/05/08ساعت   توسط گل انتظار  | 

پیام حضرت مهدی(عج)

پیام حضرت مهدی(عج)

ای که چشمانت بود چشم انتظار

تا بیاید مهدی پروردگار

گوش دل بگشا و بشنو این سخن

با تو می گوید سخن یا بن الحسن

دیدن من شهد غم نوشیدن است

چشم از نا محرمان پوشیدن است

دیدن من سوز می خواهد نه ساز

تا نسازی خویش را بر خود مناز

دیدن من ازدو رنگیها جداست

از خودی بیگانه گشتن مدعاست

دیدن من زهر دل سازد عسل

عاری از حرف است وخواهان عمل

دیدن من با هوس جنگیدن است

از گنه دوری و حق  جوئیدن است

من میان جمع وجمع از من بری

وصل من کالا و نبود مشتری

مشتری باید که باشد درشناس

چون شناسائی بود اصل اساس

نیستم غایب که لطفم شامل است

دیدنم را دیدنی ها حائل است

پرده یکسو زن که بینی آشکار

در مقابل آنچه داری انتظار

منتظِر را منتظَر طالب تر است

دلبران را وصل دل جالبتر است

خود شکن تا ساغرتو پر شود

وصل آید شام هجران طی شود

خود شکن تا سد طغیان بشکنی

نوح شو تا قلب طوفان بشکنی

پاک شو کز تهمتت عاری کند

یوسفت بر تخت سرداری کند

ای که هستی فارغ از بود و نبود

از معز الاولیا گفتن چه سود

پیرو من از منیتها جداست

با خودی بیگانه  با حق آشناست

پیرو من طالب دینار نیست

دین فروش عرصه بازار نیست

پیرو من پست و زالو پیشه نیست

خون مظلومش سراب شیشه نیست

اثر : حسن فرح بخشیان ( ژولیده نیشابوری )

 منبع:نبض سکوت

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/05/05ساعت   توسط گل انتظار  | 

اعیاد شعبانیه مبارک4(اى آفتاب چهره نهان كرده در سحاب)

میلاد منجی عالم بشریت امام دوازدهم (عج) مبارک باد

خرم جهان دوباره شد از مقدم بهار

 سر زد دوباره لاله و نسرین به كوهسار 


صدها شقایق از دل صحرا شكفته شد

 در باغ نغمه خوان شده با صد شعف هَزار 


بگذشته سوى دشت مگر آهوى خُتن

 بنشسته روى كشت مگر ناقه تتار 


همراه با نسیم سحر مى‌رسد به گوش

 ما را نواى مرغ بهشتى ز شاخسار 


عیدى قرین عید دگر گشته زان سبب

 امسال از همیشه نكوتر بود بهار 


زیباگلى به دامن نرگس شكفته شد

 آن نوگلى كه گلشن از او یافت اعتبار 


ماهى به نیمه مه شعبان طلوع كرد

 ماهى كه مهر از شرف او راست پرده دار 


شعبان ز یمن مقدم او یافته مگر

 این شوكت و جلالت و این عزّ و افتخار 


سال نو و بهار نو و روزگار نو 

ساقى به یمن مقدم گل خیز و مى بیار 


سالى چنین مبارك و روزى چنان بزرگ 

فصلى چنین خجسته به تأیید كردگار 


لب تشنگان جرعه جام ولایتش

 نوشند از سبوى ولا آب خوشگوار 


اى آفتاب چهره نهان كرده در سحاب

 دل‌ها براى دیدن تو گشته بى قرار 


خرم شود جهان و عدالت به پا شود

 روزى كه در كف تو بود تیغ ذوالفقار 


احیا شود به عهد تو حكم كتاب حق

 اجرا شود به عصر تو آیین كردگار 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/04ساعت   توسط گل انتظار  | 

اعیاد شعبانیه مبارک3

سلام.میلاد چهارمین امام معصوم حضرت زین العابدین(ع) مبارک باد.

حجّت حقّ، آيت مطلق ، علىّ بن الحسين

مظهر شمس الضّحى و زاده طاها و ياسين


گوهر بحر امامت ، آن كه مى بودش صدف

دخت كسرى ، شاه بانو، بانوى ايران زمين 



پنجم شعبان چو طالع شد به امر پروردگار

شهر يثرب نورافشان گشت از آن ماه جبين



مهر رخسارش عيان گشتى چو از شاه زنان

ماه و خورشيدِ فلك آمد ز نورش خوشه چين



چيره بر ابليس دون گرديد چون گاه نماز

اين ندا آمد ز رحمان اَنْتَ زين العابدين



صاحب دعوت چو جدّش خاتم پيغمبران

وارث بابش علىّ در خطبه هاى آتشين


خديو دين كه بغضش باعث نار سقر آمد

ولىّ حقّ كه حُبّش موجب ماء معين آمد


جهان را شهريار و خلق آن را سيّد و سرور

خدا را حجّت و ختم رسل را جانشين آمد


مُعين انبياء از ابتدا تا انتها بودى

امين اوليا از اوّلين تا آخرين آمد


چو جدّش مصطفى فرمانده ارض و سماء گشتى

چو بابش مرتضى شاهنشه دنيا و دين آمد


مطيع امر و فرمانش قضا همچون قدر آمد

غلام حلقه بر گوشش فلك همچون زمين آمد


بهر عيدى نمود آزاد، يك سر بندگان خود

غلامان و كنيزان را چنين يار و معين آمد



چو باشد مادر نيك اختر وى دختر كسرى

سزد ايران زمين را فخر بر چرخ برين آمد

"جواد حیدری "

+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/25ساعت   توسط گل انتظار  | 

سلام فعلاَ خداحافظ

سلام.دو مطلب آخرم را درباره ۵ و۱۵ شعبان خواهم گذاشت ودیگر خداحافظ.دیگر می خواهم اینتر نت نیام.ارشد خوندن ودرسهای در طول ترم مهمتره .بالاخص که ترم گذشته افت تحصیلی داشتم.

هر چند وبلاگ من بیننده خاصی نداشت وفقط برای خودم بود اما خوب این خداحافظی از دنیای وبلاگ نویسی تا بعد از کنکور ارشد ادامه دارد تا خدا چه بخواهد وبعد از آن برگردم یانه.

تابستونه وهوا خیلی زیاد گرمه وگرما باعث شده زیاد نتونم حوصله داشته باشم.

امسال سومین سالی که علی رفته به  جهان دیگر نه علی پسر دایی بود نه پدرش دایی ونه هیچکدوم ...بدتر از هزار پشت غریبه بودند دیگه بعد ۵ سال از آغاز ویرونی وبیچارگی هام همه چه غریبه چه آشنا همه همه برایم یک معنی دارند غریبه.

خدا را شکر می کنم که با همه عشق وعلاقه ام به علی وهمه نامردی ودروغ وبی وفایی او حتی یک ثانیه هم با او نبوده ام خدایا ممنون همیشه خودت مواظبم باش تا خطا نکنم وخطا نرم وگرنه من خیلی .. (دراز گوش قدیم) هستم همون که معنای دیگه اش ته ته سادگی است.

نوشته ام   تموم شدم....................

+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/25ساعت   توسط گل انتظار  | 

اعیاد شعبانیه مبارک2

سلام.میلاد علمدار کربلا وسقای تشنه لبان -پسر عزیز علی مولا وبرادر رشید زینب کبری وامام حسن(ع) وامام حسین (ع) وام کلثوم وفرزند دلیر ام البنین بر همگان بالاخص امام دوازدهمـ(عج) مبارک باد .ایشان که حضرت زهرا معصوم (س) اورا در روز عاشورا بعد از ارائه عشق عمیق وهمیشگی اش به سرور شهیدان پسرم خطاب کرد وآرزوی ایشان برآورده شد.

سلام خدا بر سالار شهدا وهمه یاران وآل پاکش

بریزید گل یاس بر گهواره عباس ...

بريزيد گل ياس، به قنداقه ي عباس
که اين يار حسين است، علمدار حسين است
*****
حسين بن علي را بگوئيد بيايد
تماشاي برادر به گهواره نمايد
دل شير خدا را به لبخند ربايد
علي باب نکويش، بزن بوسه به رويش
که اين يار حسين است، علمدار حسين است
*****
دو شمشير ولايت دو ابروي ابوالفضل
دو دست اسد ا... دو بازوي ابوالفضل
چراغ دل حيدر مه روي ابوالفضل
همه خلق گدايش، دو عالم به فدايش
که اين يار حسين است، علمدار حسين است
*****
شب چارم شعبان علي را پسر آمد
علي را پسر آمد حسين دگر آمد
زجنت گل ياسي به دست حيدر آمد
زهي قدر و جلالش حسن مات جمالش
که اين يار حسين است، علمدار حسين است
*****
بيائيد سخن از گل ياس بگوئيد
سخن از گل ياس و مه ناس بگوئيد
همه حاجت خود را به عباس بگوئيد
بخوانيد ثنايش، بيفتيد به پايش
که اين يار حسين است، علمدار حسين است
*****
بسوز اي دل دريا ز داغ لب عباس
من و عشق حسين و من و مکتب عباس
به قربان دعا و نماز شب عباس
من و عشق و وفايش، من و صحن و سرايش
که اين يار حسين است، علمدار حسين است

منبع:http://kheyrekasir.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/25ساعت   توسط گل انتظار  | 

حرفی دیگر

سلام.

يك زماني از تنهايي لذت مي بردم مي تونستم لحظه اي را در آرامش ودور از هر هياهويي باشم اما حالا خيلي وقته نه آرامشي هست نه نجات از ..از چيزهايي كه رنجم ميده حالا حتي در خلوت ترين كنج دنيا هم آرامشي نيست...

 هميشه اين حسرت را دارم كه ايكاش طور ديگري از رورز اول در اين جهان زندگي كرده بودم تا الان سبكبار وپر از آرامش باشم دلم به خدا گرم باشه وآروم ...نه اينقدر ترس واضطراب كه فلج كرده روحيه منووهمه هستی منو.

حال خوبي ندارم فكر مي كنم فقط بايد رفت  رفت ازهمه چيز فرار كرد...............

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/24ساعت   توسط گل انتظار  | 

اعیاد شعبانیه مبارک1

سلام.امروز میلاد پربرکت سالار شهیدان امام حسین(ع) است این روز را به همه شما ودر درجه اول به امام دوازدهم (عج) که فرزند معصوم این امام همام وجانشین برحق ایشان وهمه ائمه می باشند تبریک می گویم.

اللهم واغفرلنا...

عيد است و جهان روضه ي رضوان حسين است
از عرش الي فرش، گلستان حسين است
بـا گريـه ي شـوق نبـي و حيــدر و زهـرا
چشم همگان بر لب خندان حسين است
تنها نه به سويش شـده فطرس متوسّل
خلق دو جهان دست به دامان حسين است
اي خيـل مـلک حـرمت او پاس بداريد
کاين طايرِ پرسوخته، مهمان حسين است
ميلاد حسين آمده سر تا به قدم گوش
زيرا که خداوند ثناخـوان حسين است
«فطرس» طلب عفو کن از يوسف زهرا
العفو بگو، عفو به فرمـان حسين است
گمــراه نگــرديد کــه مصباح هدايت
تا روز جزا حُسنِ فروزان حسين است
آدم نــه فقــط بــر در او بــرد تــوسّل
عالـم بـه سـر سفره ي احسان حسين است
آزادگـي و غيــرت و ايثــار و شجــاعت
اين چـار، الفبـاي دبستـان حسين است
بـا خــون شهيــدان بنويسيد و بخوانيد
اين بيت که سرلوحه ي ديوان حسين است
سـردادن و مهـلت بــه ستمــکار ندادن
خط و هدف و مکتب و ايمان حسين است
گـــر تشنــه‌لبِ آب بقاييــد، بياييــد
سرچشمه ي آن در لبِ عطشان حسين است
شيعـه اسـت کـه تـا دامنـه ي صبح قيامت
با آتش دل شمع شبستـان حسين است
اي شيعـه مکـن بــر دگــران باز درِ دل
ايـن خانـه ي آتـش‌زده از آن حسيـن است
خوني که از آن يافت جهان رنگ خدايي
والله قسـم خـون جوانـان حسيـن است
تا صبـح قيـامت بـه سـر نيـزه عيان است
هفتـاد و دو آيـه که ز قرآن حسيـن است
بر گوهــر اشکــش نتــوان يافــت بهايي
آن ديده که مي‌گريد و گريان حسين است
در معرکـه ي عشـق نگـه کـن کــه ببينـي
سرها همه چون گوي به چوگان حسين است
اعجـاز مسيحـا کنـد از زخـم تـن خود
هر کشته که افتاده به ميدان حسين است
حاشا که ز شمشير ستمگـر بهـراسيم
در سينه ي ما چاک گريبان حسين است
هرگـز نـرود آبـش بـا کفـر به يک جو
تا امـت اسـلام، مسلمـان حسين است
حـق است اگر ناز فروشيـم به فردوس
زيرا دل ما روضه ي رضوان حسين است
«ميثم» اگر امروز ز قرآن خبري هست
ايـن از اثـرِ فتــح نمايان حسين است

منبع:http://kheyrekasir.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/24ساعت   توسط گل انتظار  | 

حسرت مرگ


خدایا! به من زیستنی عطا كن كه در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای كه برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا كن كه بر بیهودگی اش سوگوار نباشم.

"دکتر شریعتی"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/23ساعت   توسط گل انتظار  | 

انسانیت

انسان بیش از زندگی است ؛ آنجا که هستی پایان می یابد،او ادامه می یابد.

دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/22ساعت   توسط گل انتظار  | 

گل شقایق

شقايق گفت با خنده : نه بيمارم نه تبدارم، اگر سرخم چنان آتش،

حديث ديگري دارم گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي.

 نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي يکي از روزهايي

 که زمين تبدار و سوزان بود

 و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه

 ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت

 ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود

 ز آنچه زير لب مي گفت  شنيدم سخت شيدا بود

نمي دانم چه بيماري به جان دلبرش افتاده بود، اما طبيبان گفته بودندش

اگر يک شاخه گل آرد ازآن نوعي که من بودم، بگيرند ريشه اش را و بسوزانند،

 شود مرهم براي دلبرش، آندم شفا يابد.

چنانچه با خودش مي گفت: بسي کوه و بيابان را  بسي صحراي سوزان را

به دنبال گلش بوده و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه به روي من،

بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد

  و به ره افتاد و او مي رفت و من در دست او بودم  او هرلحظه سر را رو به بالاها

تشکر از خدا مي کرد. پس از چندي هوا چون کوره آتش، زمين مي سوخت

و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت.

به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟ در اين صحرا که آبي نيست،

 به جانم هيچ تابي نيست اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من براي

 دلبرم هرگز دوايي نيست  و از اين گل که جايي نيست

 خودش هم تشنه بود اما نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و من در دست اوبودم

 وحالامن تمام هست او بودم دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟

نه حتي آب،نسيمي در بيابان کو ؟ و ديگر داشت در دستش تمام جان

 من مي سوخت

 که ناگه روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد دلش لبريز ماتم شد

کمي انديشه کرد آنگه مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت

 نشست و سينه را با سنگ خارايي  زهم بشکافت.

 اما ! آه صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد

 زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد

 نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را به من مي داد و بر لب هاي او فرياد

 بمان اي گل که تو تاج سرم هستي دواي دلبرم هستي بمان اي گل

 ومن ماندم نشان عشق و شيدايي و با اين رنگ و زيبايي

و نام من شقايق شد گل هميشه عاشق شد

منبع:http://com928.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/21ساعت   توسط گل انتظار  | 

دوستم رفت!

سلام .امروز عقدكنان دوستم فاطمه بود ما هم دعوت بوديم رفتيم واي كه چقدر ناز بود نازتر شده بود .دختر خيلي خوبيه اميدوارم خوشبخت شود.

انشاالله همه جوانان  كه طبق اصول خداپسندانه ازدواج مي كنند خوشبخت شوند دوست من هم خيلي برام خوشبختيش مهمه.

واي كه مثل يك خواهر كوچكتر هميشه درد دلهام را گوش كرده ودر تمام اين سال دانشگاه كلي تحملم كرده وكلي همراهم بوده خانواده هامون هم كمي همديگر وما راحالا بعد اين ۴ سال مي شناسند .

فاطمه جان  مبارك انشاالله هميشه خوشبخت باشي عزيز من

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/19ساعت   توسط گل انتظار  | 

عید مبعث مبارک باد

سلام .

آن زمان که ندای آسمانی اقرا باسم ربک الذی خلق در هفت آسمان پیچید وعطر خدایی اش در جهان پخش شد  آغاز رسالت محمد رسول الله(ص) بود آغاز تولددوباره آدم بود تا بعد این در پرتو نبوت این ستوده در زمین وآسمانها او که دوست خداست خدا که بی نیاز از هر دوست است ولی به ایشان مقام حبیب الله را داد تا بگوید که این محمد امین محبوب من است فرستاده من عزیزترین بنده من اوکه برتر از او نیافرید ودر هر دو عالم سرور است .سلام خدا بر حضرت محمد(ص) وآل پاکش که برتر و بهتر ازآنها خدا خلق نکرد که آنان نورند نور از آنهاست .

       عید مبعث از بهترین وبرترین عیدها می باشد پس برهمه بسیار مبارک باشد.

عيد مبارك

 برای خواندن اشعاری در مدح سید وسرور همه مه وهمه کائنات(ص) اینجا کلیک نمایید.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/19ساعت   توسط گل انتظار  | 

صلوات بر محمد

خوش رحمتی است یاران صلوات بر محمد 

گوئیم از دل و جان صلوات بر محمد

گر مؤمنی و صادق، با ما شوی موافق 

کوری هر منافق صلوات بر محمد

در آسمان فرشته، مهرش بجان سرشته 

بر عرش خوش نوشته صلوات بر محمد

صلوات اگر بگوئی ، یابی هر آنچه جوئی 

گر تو زخیل اوئی صلوات بر محمد

لطفاْادامه مطلب را ببینید...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/19ساعت   توسط گل انتظار  | 

در نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام

كریم السجایا جمیل الشیم 


نبى البرایا شفیع الامم 


امام رسل، پیشواى سبیل 


امین خدا، مهبط جبرئیل 


شفیع الوری، خواجه بعث و نشر 


امام الهدی، صدر دیوان حشر 


كلیمى كه چرخ فلك طور اوست 


همه نورها پرتو نور اوست


ادامه مطلب را ببینید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/19ساعت   توسط گل انتظار  | 

نغمه اللهُ اكبر از حرا تا شد بلند

از حرا آیات رحمان و رحیم آمد پدید
 
یا نخستین حرف قرآن كریم آمد پدید 



صوت اقرأ بسم ربك مى‌رسد بر گوش جان
 
یا كه از كوه حرا خُلق عظیم آمد پدید 

 

لطفاْادامه مطلب را ببینید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/18ساعت   توسط گل انتظار  |